چهارشنبه 16 بهمن 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


استراتژی‌های متعارض انقلاب ۵۷ و جنبش سبز، اکبر گنجی

اکبر گنجی
به‌جای ريختن همه‌ی افراد در چرخ گوشت و توليد يک تن واحد (امت واحده يا جامعه‌ی توده‌وار)، بايد همه‌ی گرايش‌ها خود را سازمان‌يابی کنند. در گام بعد، تنوع و تکثر سازمان‌يافته، بايد از طريق ائتلاف در يک جبهه‌ی بزرگ (جنبش سبز) گرد آيند و از طريق بسيج اجتماعی گذار به نظام دمکراتيک ملتزم به حقوق بشر را ممکن سازند. جنبش سبز، يک جنبش متنوع و متکثر و ضد تبعيض است. نمی‌توان (نبايد) از طريق دوقلوهايی چون: دينی - غير دينی، مذهبی - غير مذهبی، سکولار - ناسکولار؛ نظام تبعيض تازه‌ای برساخت ... [ادامه مطلب]

چگونه ايران غرب را بازی می‌دهد، دی‌تسايت آلمان، برگردان از الاهه بقراط

منوچهر متکی
رابطه بين ايران و غرب از اين تشکيل شده که غرب پرسش مطرح می‌کند و جمهوری اسلامی پاسخ نمی‌دهد. متکی حتی ادعا می‌کند نه ايران، بلکه اروپاست که با دمکراسی مشکل دارد! اگر کسی بحثی را که در اين نيمه‌شب در سالن هتل در گرفته بود، گوش می‌داد، فقط می‌توانست برای تمام سياستمدارانی که از سال‌ها پيش مجبور بودند با موجودی مانند متکی مذاکره کنند، ابراز هم‌دردی کند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بدسليقگی مطبوعاتی! بابک داد

بابک داد
اين روزها در حالی که مهم ترين تصميمات اقتصادی در کمال بی دقتی رسانه ها در مجلس دنبال می شود و قانون "حذف يارانه ها" بی سر و صدا در حال تصويب است، مطبوعات با هو و جنجالی نالازم، به دنبال "می آيم / نمی آيم" نامزدهای انتخاباتی هستند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


ديروز «يک عضو ارشد بنياد باران» مثل يک «تعبير کننده» يا پيشگو! به روزنامه ها گفته بود:« از نظر ما سيد محمد خاتمی رسماً حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کرده است... از نظر ما صحبت های سيد محمد خاتمی در جمع مردم قم به معنای اعلام کانديداتوری ايشان است.»

وقتی جذابيت «جنجالهای سياسی» جای پرداختن به «مسائل اساسی تر» را می گيرد و مطبوعات بجای بررسی اصل مسائل، به حاشيه ها مشغول می شوند، بدسليقگی رسانه ای روی ميدهد.اين روزها در حاليکه مهمترين تصميمات اقتصادی در کمال بی دقتی رسانه ها در مجلس دنبال ميشود و قانون «حذف يارانه ها» بی سروصدا در حال تصويب است،مطبوعات با هووجنجالی نالازم،بدنبال «می آيم/نمی آيم» نامزدهای انتخاباتی هستند. مطبوعات حتی جانب تعادل را رعايت نمی کنند و مثلا" يک روز در ميان به اين دو قضيه بپردازند.بلکه هر روز تيترهای پاندولی می آيم / ترجيح ميدهم نيايم / شايد او بيايد / ممکنه من بيايم!!/ بهتره من نيايم! و... را درشت نمايی می کنند و از کنار بزرگترين اتفاقی که بر واقعيت زندگی مردم سايه می افکند،يعنی حذف يارانه ها و چندين برابر شدن نرخها با بی توجهی می گذرند.در حاليکه اگر بخشی (فقط بخشی) از توجه مطبوعات به مجلس و موضعگيری نمايندگان درباره اين لايحه باشد،شايد اين لايحه با دقت و احتياط بيشتری بررسی (واحتمالا" رد) شود.

آيا اين عضو ارشد نميداند که «اعلام رسمی»يعنی وقتی که يک تصميم طی يک بيانيه ای روشن و واضح اعلام ميشود و نيازی به تعبير و تفسير نداشته باشد؟! اگر ميداند،پس اين چند خط خبری که به مطبوعات داده چه چيزی جز حاشيه سازی است؟ اين قبيل خبرها بجز فرسوده کردن ذهن جامعه کاربرد ديگری هم دارند؟ اين فرسايش سياسی و بيراه بردن ذهن جامعه برای چيست؟

آيا با اين قبيل کارهای تبليغاتی(!)، مطبوعاتی که متاسفانه بدنبال همين جور حاشيه ها هستند و غالبا" از اصل بدور می افتند،بهانه پيدا نکرده اند که از مهمترين لايحه ای که صد در صد زندگی مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد و بسياری از اقشار فقير را خانه خراب ميکند،چشم بپوشند؟ آخر اين چه جور کار سياسی و تبليغاتی! است که حتی «يک عضوارشد بنياد باران» يعنی معاون آقای خاتمی هم از تصميم ايشان بی خبر است و بايد مانند منجّمين سخن بگويد؟ و چرا مطبوعات را درگير اين حاشيه های بی نتيجه می کنند تا از اصل مسائل غفلت کنند؟

هرچند به اعتقاد من،تقصير زيادی متوجه نامزدهای انتخاباتی و شخصيتهای سياسی نيست.تقصير اصلی متوجه مطبوعات ماست که حتی اگر بظاهرسياسی باشند،باز رنگ مورد علاقه خيلی هايشان «زرد» است و به «حاشيه های زرد» سياست و حرفهای درگوشی و پچ پچها بيشتر از متن آن توجه می کنند! آنچه در اين ميانه قربانی می شود،غالبا" اخباری است که سايه بر اصل زندگی مردم می اندازند و مغفول می مانند.باری! واقعيت تلخ اين است که مطبوعات (بخصوص روزنامه های) ما دچار بدسليقگی شده اند!

فرصت نوشتن / روزنوشته هاي بابك داد
www.babakdad.blogfa.com


Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.007 seconds